اصلا دلم نمیآید از تو ننویسم، از تویی که همهی بود و نبودم از آن توست...
اصلا مگر میشود آدم خالقش را دوست نداشته باشد؟ عاشقش نباشد؟ نخواهد بشناسدش؟ اصلا مگر خدا بودن تو جز دوست داشتنت است؟ جز فدای تو شدن؟ جز برای تو بودن؟...
برچسب:
نویسنده: حسین شمس
از اینجا، دنیای من رنگیتر میشود...
برچسب:
نویسنده: حسین شمس
از جایی که راه میفتم، حرم خیلی خوب دیده میشه! دلم حرم خواست! چیزی که چند ماهه براش ممنوع کردم! مگه اینکه برای یکی دیگه برم.
دلم یه بارون شدید میخواد و یه عالمه اشک که برم وسط بارون، جایی که هیچ بشری نباشه، بشینم و تنها باشم، من و آسمونی که عاشق بارونشم.
میشینم فکر میکنم، آخه پسر تو به چه دردی میخوری...هیچی...تو واس چی هستی اصلا...
+ دلم میخواد همه چیز تموم بشه اما خوب
+ تا حالا شده یکیو خیلی دوست داشته باشین؟
برچسب:
نویسنده: حسین شمس
برچسب:
نویسنده: حسین شمس
برچسب:
نویسنده: حسین شمس
برچسب:
نویسنده: حسین شمس
برچسب:
نویسنده: حسین شمس